ناصر خسرو
106
جامع الحكمتين ( فارسى )
ابدى رسند . و هر كه با اين آلتهاء الفغدن « 1 » علم و بجاى آوردن طاعت ، ازين عالم بىعلم و بىطاعت بيرون « 2 » شود همچنان كه بأوّل آمده بودند ( . . . ) . IIV . ( اندر جسد و نفس و عقل ) بيت 5 - 8 ( چرا چو تن ز غذا پر شود نگنجد نيز « 3 » الم رسدش گر افزون كنى تو از مقدار ؟ ) و گوهرى دگر اينجا كه پر نگردد هيچ * نه از نبىّ و نه از بينش و نه از اشعار . چه چيز آن ( و ) چه چيز اين و از پى چه چنين ؟ * چه چيز آن كه بدين هر دو بر بود سالار ؟ نشان آنكه بغايت بود ز شاهد چيز * دليل گيرد و دارد بعاقبت ديدار . ( 102 ) ( . . . ) و انكار و نكال « 4 » و عقوبت بىواسطه از درخت بجويد تا بدانند كه ظنّش « 5 » خطاست . و اگر ملك « 6 » ما بر شرح اين اقاويل بصير نبودى ، جواب ما مرين سؤالات را كه اندرين بيتهاست « 7 » آن بودى كه گفتيمى : جسد ما از غذا از آن پر شود كه طعام بيش از آن باشد [ b 33 ] كه ما توانيم
--> ( 1 ) الفغدن ( اندوختن و جمع كردن ، « برهان قاطع » ) : التعدن A ( 2 ) بيرون : بيروز A ( 3 ) جاى ابيات همينجاست و مطلب بعدى شرح همينهاست ولى در نسخهء موجود ابيات فوق ساقط است ( 4 ) نكال ( بفتح ، عقوبت و رنج ، « غياث اللغات » ) : نكلى A ( 5 ) ظنش : طنش A ( 6 ) ملك ( رجوع به ص 17 س 15 شود ) : ملكف A ( 7 ) اندرين بيتهاست : اندرين سؤالاتهاست A « سؤالات » مكررست